الشيخ لطف الله الصافي الگلپايگاني
62
نيايش در عرفات (فارسى)
اين الوجوه التى كانت منعمة * من دونها تضرب الاستار والكلل فافصح القبر عنهم فيه سائله * تلك الوجوه عليها الدود يقتيل قد طال ما اكلوا دهراً وماشربوا * فاصبحوا بعد طول الاكل قد اكلوا « 1 » يعنى : « بر قلّههاى بلند ، خانه كردند و مردانى به نگهبانى آنان مشغول شدند ليكن قلّهها آنان را سودى نبخشيد » .
--> ( 1 ) - تذكرة الخواص / سبط بن الجوزى ، فصل فى ذكر الهادى - عليه السلام - ، ص 361 . البته اين اشعار در كتابهاى مختلفى با اندك اختلاف نقل شده است رك : مرآة الجنان ، ج 2 ، ص 160 ، نزهة الجليس ، ج 2 ، ص 138 . الاتحاف بحب الاشراف ، ص 67 . جوهرة الكلام ، ص 152 . در كتاب اخير مىگويد : اشعار فوق بر قصر سيفبن ذىيزن حميرى مكتوب بوده است و قبل از اشعار فوق ، اين ابيات نيز بوده است : انظر ماترى ايها الرجل * وكن على حذر من قبل تنتقل وقدم الزاد من خير تسرّبه * فكل ساكن دارسوف يرتحل وانظر الى معشرباتوا على دغة * فاصبحوا في الثرى رهناً بما عملوا بنوافلم ينفع البنيان وادخروا * مالًا فلم يغنهم لما انقضى الاجل يعنى : « اى مرد ! نيك بنگر كه چه مىبينى و قبل از رفتن به هوش باش » . « و توشهاى از اعمال نيك كه خشنودت سازد ، پيش فرست . و بدانكه هر ساكن خانهاى به زودى خانه را ترك كرده خواهد رفت » . « به گروهى بنگر كه مدتها در آرامش و خوشى زيستند و اينك در زير خاك در بند اعمال خود هستند » . « خانههايى بنا كردند و اموالى گردآوردند ليكن همين كه مدت آنان بسرآمد هيچيك ، آنان را سودى نبخشيد » .